سه شنبه 02 بهمن 1397
  • ما مِن أَحَدٍ يَتيهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ يَجِدُها فى نَفسِهِ؛ هيچ كس نيست كه تكبّر ورزد، مگر بر اثر خوارى و حقارتى است كه در خود مى بيند.


کد خبر : 5692 1397/10/10 21:2 چاپ خبر

قصه بی تعارف ما:

و اینبار مهدی عبوری ...

 چرا طی این 7 سال که کارگران بارها و بارها فریاد وا ویلا سر دادند، بارها در رسانه های واقعی سخن از وضعیت سخت زندگی آنها به اشکال مختلف مطرح شد، خم به ابرو نیاوردید ...



قطار پر غصه و درد وضعیت اسفناک معیشتی کارگران سازمان عمران شهرداری اینبار تنها یک مقصد داشت و آنها تنها مهدی عبوری را هدف غمنامه خود می دیدند...

 

اختصاصی شمال تایم- انتظار هم غیر این نبود که مهدی عبوری در جمع کارگران سازمان عمران بیش از هر زمانی پذیرای وضعیت نامساعد آنها بود؛ وی حتی از آنها عذرخواهی هم کرد و قول داد که خود از این پس طرف حساب وعده های حل مشکلات معیشتی آنها باشد اما سوأل اینجاست اگر واقعاً چنین وعده ای قابلیت عمل دارد چرا تاکنون قول هایی در چنین سطح داده نشده است؟!

 نتیجه تصویری برای عبوری شهردار ساری و سازمان عمران

چرا طی این 7 سال که کارگران بارها و بارها فریاد وا ویلا سر دادند، بارها در رسانه های واقعی سخن از وضعیت سخت زندگی آنها به اشکال مختلف مطرح شد، خم به ابرو نیاوردید ...

 

آقای عبوری آن وعده ی بحث برانگیز چند سال قبل خود را در سالن اجتماعات هلال احمر مازندران به یاد دارید که مدعی بودید همه مطالبات و مزایای کارکنان سازمان عمران پرداخت می شود؟ اما به ظاهر برای دل به دست آوردن چد دقیقه ای محفل کارگران بوده که همچون سراب اعزام کارگران این سازمان به مشهد مقدس، رنگ و لعاب تبلیغاتی به خود گرفت!

 

شاید در نگاهی دیگر پرداخت مطالبات پیمانکاران منصوب به اعضای شورای شهر از اوجب واجبات شهرداری باشد اما یادتان هست که همین پرسنل سازمان عمران بودند که با عملکرد منحصر به فرد خود در طی این سالها و اجرای پروژه های عمرانی که شاید خودتان هم باور به اجرای آن نداشتید، باعث مطرح تر شدن نامتان در مجموعه شهرداری و باعث فخرتان در بین شهرداران استان شدند؟ حالا چه شده که باید کارد به استخوان برسد و شاید هم از استخوان عبور کرده که این عبور، همان تلنگری جدی و بی تعارف بر عبوری است...

 

شاید این تحلیل را بر منظر سیاسی و یا مغرضانه مورد برداشت قرار دهید اما برای تصدیق این نوشتار حکایت پسر بچه 5 ساله را از نظرتان می گذرانم که روزی زودتر از موعد به منزل آمد، مادرش پرسید: چرا زود آمدی؟ پاسخ داد: مادر حدود 5 ماه است که شهریه ام را نداده ام و در مدرسه به من تغذیه نمی دهند و من طی این مدت به شما و پدرم چیزی نگفتم!

 نتیجه تصویری برای عبوری شهردار ساری و مردم

این کودک از مادر خود پرسید: مادر چرا خانه ما سرد و خاموش است؟ مادر با چشمانی اشکبار گفت: چون پدرت چند ماه است که حقوق خود را نگرفته و ما قادر به پرداخت قبوض برق و گاز نبودیم در خاموشی و سرما باید سر کنیم! کودک مظلوم به مادرش گفت: پس چرا در شهر بنرباران شده شهردار بابای شهرمان است چرا به دادمان نمی رسد و حقوق پدرم را نمی دهد...

 

آری حکایت این خانواده مثالی از وضعیت زندگی هزاران کارگری است که در سازمان عمران روزگاری آقایی می کردند؛ روزگاری خدمت در سازمان عمران آرزو اما امروز کابوس است و این سیاه بختی ماحصل دست درازی ها و بی تفاوتی مدیرانی است که یا دانسته و یا به دلیل ضعف در نظارت چنین وضعیت بحث برانگیزی را در این سازمان ایجاد کرده اند.

 

آقای عبوری ما نه با شما دشمنی داریم و نه مغرضانه تمام قصور را بر گردن شما می اندازیم اما اینکه دانسته جفا کردید شما و وجدانتان، اما اگر ندانسته و در خوش خیالی عملکرد مدیرانتان بسر بردید که باز نیز بر شما تکلیف است که بساط این بی سازمانی رادر بزرگترین سازمان تابعه شهرداری برچینید؛ روزگاری از مسئولیت خواهید رفت و این سرمایه شهر ساری است که باید پابرجا و باقی بماند...

 

آیا بهتر نیست به جای ویرانه، سازمانی مقتدر تحویل مدیریت بعدی دهید؟...


کلمات کلیدی : -

مشاهده نظرات - 0 نظر
ارسال نظر برای این مطلب
نام ایمیل
عنوان نظر
متن نظر

کد امنیتی زیر را وارد کنید

نظرات ارسال شده برای این مطلب