دوشنبه 20 مرداد 1399
  • ما مِن أَحَدٍ يَتيهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ يَجِدُها فى نَفسِهِ؛ هيچ كس نيست كه تكبّر ورزد، مگر بر اثر خوارى و حقارتى است كه در خود مى بيند.


کد خبر : 6560 1399/05/04 23:1 چاپ خبر

اوپرواز کرد و من سقوط
گرچه هوشمند نبودم  اما خیلی خوب به یاد دارم که یک آن صدای غرش وحشتناک لحظه ای آرام نمی شد تا اینکه گرد وغبار همه جا را فرا گرفت و آن مرد دوست داشتتی من ، آرام و قرار نداشت.


به گزارش شمال تایم، یاداشت پیش رو را به زبان یک "پلاک "تقدیم  می کنم به خانواده های معزز شهدا ی منطقه هزارجریب و سورک 


درست به یاد ندارم شب بود یا صبح سحر، اذان  ظهر بودیا اذان غروب ، در سرما بود یا گرما، در شط بود یا در بیابان سوزان، درنخلستان جنوب بود یا در کوه های سربه فلک کشیده غرب ، در ریگزارهای خوزستان بود یا در برف و یخبندان غرب ایران ، در دره قلاویزان بود یا در رود خانه اروند؛ فقط این را می دانم که روی قلبی از قلب های  مهربان پر طمطراق اهالی یکی از خیابان و کوچه پس کوچه های شهر و روستای یک ایرانی قرار داشتم که این قلب کوچولو در این دنیا یک آرزوی بزرگ در خود داشت و برای من که همراه و همدل او بودم درمیان گذاشت و چنین گفت:  نام من قلب است و تنها آرزویم جهاد در راه خدا و رسیدن به الی الله است. 
 
راه 62 روستاي هزارجريب نكاء در مازندران باز شد - ایرنا
بیش از یک سال درحوادث تلخ و شیرین با هم بودیم . من نشانه او بودم و او نشانه من!
 
گرچه هوشمند نبودم  اما خیلی خوب به یاد دارم که یک آن صدای غرش وحشتناک لحظه ای آرام نمی شد تا اینکه گرد وغبار همه جا را فرا گرفت و آن مرد دوست داشتتی من ، آرام و قرار نداشت.
 
مرا تاب بازی می داد ، با من الاکلنگ بازی  کرد، او پرواز را تمرین می کرد، گاهی با هم از زمین بلند می شدیم، اما نمی دانم چرا در یک نگاه او همانند یک پرنده پرواز کرد و من سقوط.
 
قربان نوروزی
ستاد یادواره شهدای منطقه هزارجریب و سورک

کلمات کلیدی : -

مشاهده نظرات - 0 نظر
ارسال نظر برای این مطلب
نام ایمیل
عنوان نظر
متن نظر

کد امنیتی زیر را وارد کنید

نظرات ارسال شده برای این مطلب